تبليغاتX
روزها و رازها

روزها و رازها

عيد فطر

          يعني

بازگشت به فطرت

آدميت از نو

          و دوباره

                   آدم، مسجود ملايك

هشدار!

          كه دوباره

                   ميوه‌ي ممنوعه را

                             تجربه نكني

و هبوط دوباره!

          معلوم نيست فرصت صعود را داشته باشي!

او همواره در خلقي جديد است

          تو همواره مسجود ملايكي

                   تا بر فطرت اولت باشي

كه او تو را به احسن وجه آفريد

و خود را تحسين كرد.

فتبارك‌الله احسن‌الخالقين!

و اينك

          اين تو هستي

                   كه اين وجه احسن را

                             حسن نگه‌داري

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 9:18  توسط من خودم  | 

علي امشب منقلب است

فاطمه نگران است

راه شب هموار نيست

و لحظه‌ها

به سختي سپري مي‌شود.

***

شوق ديدار

تمام وجود علي را

درنورديده است.

***

دنيا،

    كوچك‌تر از آن است

كه ظرف تنهايي علي شود.

    او رفتني است

و شب نيز با همه‌ي سختي‌هايش

***

آخر،

دنيا جاي ماندن نيست

و مال ماندن نيز

   «الدنيا دار ممر و لا دار مقر»

***

صبحدمان نزديك مي‌شود

و علي

هم‌چنان در انتظار.

***

هنگام اذان است:

 

الله اكبر

الله اكبر

...

حي علي‌آلصلوة...

قدقامت‌الصلوة

و علي،

     با تمام قامت به اقامه‌ي نماز...

 

الله اكبر

      بسم‌الله الرحمن‌الرحيم...

... سبحان ربي‌العظيم و بحمده

سمع‌الله لمن حمده

الله اكبر

     سبحان ربي‌الاعلي و بحمده

 

ال‍..ل‍..ه ... اك‍..ب‍...ر

 

و اين الله اكبر،

آن‌قدر بلند و نافذ است

كه از بدايت تا نهايت

به تمام هستي مي‌رسد

و...

فزت و رب‌الكعبه...

***

و علي بزرگ

جاودانه مي‌شود

و صداي عدالت انساني

تنها صداي ماندگار

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 23:56  توسط من خودم  | 

تقدیم به همه‌ی کلاس اولی‌های مهر ۸۶، مخصوصا اون کلاس‌اولی که دو شبه بهش زنگ می‌زنم بهش تبریک بگم ولی خوابه!

به روزي كه بود اول ماه مهر

به روزي كه آغشته بودم به شعر

بگفتم براي كلاس اولي

كه شد او سوي مدرسه با ولي

قسم بر رخ پاك و زيباي او

به چشمان معصوم و بيناي او

به پاهاي تيز و به ذهن تميز

به دردانه‌ي والدين عزيز

قسم بر مسيري كه او مي‌رود

گهي خسته‌گام و گهي مي‌دود

قسم بر معلم، كلاس و قلم

كزين سه شود دانش او عَلَم

قسم بر سه درس اساسيّ او

اول از همه درس فارسيّ او

علوم و رياضي بود در پي‌اش

چهارم شود نوبت بازي‌اش

خدايا قسم بر وجودت، كه خود اوّلي

تو بنما نگهداري از هر كلاس‌اولي

هم‌ايشان به توفيق تو زنده‌اند

ز فيض وجود تو پاينده‌اند

دل و دين ايشان تو آباد كن

به دانش دل ملتي شاد كن

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 22:43  توسط من خودم  | 

قبل از خواندن این پست لازمه حتما این مطلبو  بخونین

در حمايت از حسني
------------------------
چرا بهش جوون بگم؟
علاف و چش چرون بگم؟
نه نمي‌گم! نه نمي‌گم!
حسني الان يه آقاس!
خوش استيل و روي پاس!
يادگار بچگياس
همسايه‌ي عموم ايناس
داراي سن و ساليه
چي پسر باحاليه!
***
هم سيماجون، هم رعنا جون
هم نازي و پريسا جون
پشيمونن از كارشون
مي‌خوان باهاش رفيق بشن
توي كاراش دقيق بشن
مي‌گن حسني! رفيقه مي‌خواي؟
- نه نمي‌خوام! نه نمي‌خوام!
واسه‌ي چن دقيقه مي‌خواي؟
- نه نمي‌خوام! نه نمي‌خوام!
***
گل‌پري جون با زانتيا
ويبره مي‌ره تو كوچه‌ها
- گليه چرا ويبره مي‌ري؟
مي‌خوام برم پيش حسني!
- حسني جوابت نمي‌ده
بيخودي عذابت نمي‌ده
ميگه برو پيشم نيا
برو كه كار دارم حالا!
حسني چيه؟ جواب بده
اين‌قد منو عذاب نده
حسني مي‌گه: جوابِ چي؟
بعدش مي‌گه: عذابِ چي؟
شما مگه كار ندارين؟
چشماي بيدار ندارين؟
را افتادين تو كوچه‌ها
همش مي‌گين حسني بيا!
***
حسني مي‌خواد دكتر بشه!
بخونه پرفسور بشه!
هم كار داره، هم مال داره
الان هزار خيال داره
گل‌پري جون حيا كرد
حسني رو صدا كرد
آقا حسني! آقا حسني!
كجا مي‌ري با عجله؟
- باهاس برم كلاس دارم
استادِ من معطله!
اگه نرم درس بخونم
تنبلي باز مياد خونم
باز همه يكصدا مي‌شن
همه به يك صدا مي‌گن:
حسني نگو، بلا بگو...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 20:21  توسط من خودم  |