اعضا و جوارح همه بیمار حسین است
در روز جزا مهدی زهرا کند امضا
پرونده ی آن کس که عزادار حسین است
*****
دیدم که یکی با دل خونین، محزون
در سوگ شهید کربلا این می گفت
چون گل به سر نیزه ی بد اندیشان
در روز دهم حسین زهرا بشکفت
اعضا و جوارح همه بیمار حسین است
در روز جزا مهدی زهرا کند امضا
پرونده ی آن کس که عزادار حسین است
*****
دیدم که یکی با دل خونین، محزون
در سوگ شهید کربلا این می گفت
چون گل به سر نیزه ی بد اندیشان
در روز دهم حسین زهرا بشکفت
برف!
لحاف سپیدش را
برزمین گسترد
و زشتي ها و ناپاکی ها را
برد و سترد.
خدايا!
با برف رحمتت
ما را نيز
بپوشان.
آمين يا ربالعالمين
غدير
نداي يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...
اين مسؤوليت بزرگ را بر پيامآور آخرين دين الهي تكليف كرده
و ابلاغ رسالت را منوط به ابلاغ همين پيام ميكند.
حجهالوداع فرارسيده است،
غدير، اين بلندترين نقطهي زمين، محمد (ص) و علي (ع) را در ميان گرفته
و حجاج را بر گِرد خود دارد.
بزرگترين واقعهي هستي در حال شكلگيري است.
علي برفراز دست محمد قرار ميگيرد:
من كنت مولاه فهذا علي مولاه
اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
وانصر من نصره و اخذل من خذله
مأموريت انجام شد.
علي عليهالسلام به ولايت منصوب شد،
و غدير براي هميشه بر بلنداي هستي قرار گرفت و نقطهي اتصال انسان با خدا شد،
چرا كه ولايت به معناي اتصال و پيوستگي است(1)
و غدير جايي است كه ولايت در آن تكوين يافته است
و غدير محلي است كه بيعت با ولايت انجام گرفته است.
و اين غدير به اندازهي مظلوميت علي عظمت و به گسترهي هستي وسعت دارد.
(1)استاد شهيد آيتالله مطهري: ولايت با همهي اختلاف موارد استعمال، يك ريشه دارد وآن اتصال و پيوستگي است.
به نقل از: روزنامهي اطلاعات,شمارهي 22709، مورخهي چهارشنبه 30/11/1381، صفحهي 7 (ويژهنامه)
با عشق علي ما ز عدم هست شديم
از بادهي عشق يا علي مست شديم
زين شور و شرر كه بر سر و جان افتاد
با ياد علي دوباره سرمست شديم
از روز ازل سرشت ما از گِل بود
ما را به سر كوي خدا منزل بود
يك لحظه خدا نبرد ما را از ياد
زيرا كه محبت علي در دل بود
آنچه در زير مىآيد پنجاه نام و يا صفت براى روز غدير است كه از روايات برگرفتهايم :
منبع: http://www.imamalinet.net/vigenam/ghadir/farsi/bf/page.htm
1 ـ بزرگترين عيد خدا؛ (عيدالله الاكبر)
2 ـ روز گشايش؛ (يوم وقوع الفرج)
3 ـ روز خشنودى پروردگار؛ (يوم مرضاة الرحمن)
4 ـ روز زبونى شيطان؛ (يوم مرغمة الشيطان)
5 ـ روز مشعل فروزان دين؛ (يوم منار الدين)
6 ـ روز بپا خاستن؛ (يوم القيام)
7 ـ روز شادمانى؛ (يوم السرور)
8 ـ روز لبخند؛ (يوم التبسم)
9 ـ روز راهنمايى؛ (يوم الارشاد)
10 ـ روز بلندى گرفتن منزلت شايستگان؛ (يوم رفع الدرج)
11 ـ روز روشن شدن دلايل خدا؛ (يوم وضوح الحجج)
12 ـ روز آزمايش بندگان؛ (يوم محنة العباد)
13 ـ روز راندن شيطان؛ (يوم دحر الشيطان)
14 ـ روز آشكار كردن حقيقت؛ (يوم الايضاح)
15 ـ روز بيان كردن حقايق ايمان؛ (يوم البيان عن حقايق الايمان)
16 ـ روز ولايت؛ (يوم الولاية)
17 ـ روز كرامت؛ (يوم الكرامة)
18 ـ روز كمال دين؛ (يوم كمال الدين)
19 ـ روز جداسازى حق از باطل؛ (يوم الفصل)
20 ـ روز برهان؛ (يوم البرهان)
21 ـ روز منصوب شدن امير مؤمنان؛ (يوم نصب اميرالمؤمنين(ع)
22 ـ روز گواهى و گواهان؛ (يوم الشاهد و المشهود)
23 ـ روز پيمان؛ (يوم العهد المعهود)
24 ـ روز ميثاق؛ (يوم الميثاق المأخوذ)
25 ـ روز آراستن؛ (يوم الزينة)
26 ـ روز قبولى اعمال شيعيان؛ (يوم قبول اعمال الشيعة)
27 ـ روز رهنمونى به رهنمايان؛ (يوم الدليل على الرواد)
28 ـ روز امن و امان؛ (يوم الامن المأمون)
29 ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ (يوم ابلاء السرائر)
30 ـ عيد اهل بيت(ع)؛ (عيد اهل البيت(ع)
31 ـ عيد شيعيان؛ (عيد الشيعة)
32 ـ روز عبادت؛ (يوم العبادة)
33 ـ روز اتمام نعمت؛ (يوم تمام النعمة)
34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ (يوم اظهار المصون من المكنون)
35 ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشيده؛ (يوم ابلاء خفايا الصدور)
36 ـ روز تصريح به برگزيدگان؛ (يوم النصوص على اهل الخصوص)
37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ (يوم محمد(ص) وآل محمد(ص))
38 ـ روز نماز؛ (يوم الصلاة)
39 ـ روز شكرگذارى؛ (يوم الشكر)
40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ (يوم الدوح)
41 ـ روز غدير؛ (يوم الغدير)
42 ـ روز روزهدارى؛ (يوم الصيام)
43 ـ روز اطعام؛ (يوم اطعام الطعام)
44 ـ روز جشن؛ (يوم العيد)
45 ـ روز عالم بالا؛ (يوم الملأ الاعلى)
46 ـ روز كامل كردن دين؛ (يوم اكمال الدين)
47 ـ روز شادابى؛ (يوم الفرح)
48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ (يوم الافصاح عن المقام الصراح)
49 ـ يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود روز افشاى پيوند ميان كفر و نفاق.
50 ـ روز گردهمايى و تعهد حاضران؛ (يوم الجمع المسؤول)